بررسی جلوه‌های گفت‌وگو در سوره مبارکه‌ی " قصص

نوع مقاله: علمی-تخصصی

10.22080/qhs.2014.1509

چکیده

گفت­وگو که از جمله عناصر مهم قصه و داستان به شمار می­آید، در قرآن کریم نیز به عنوان یک سنت الهی به گونه­های مختلف نشان داده شده است. در نظر قرآن انسان موجودی گفت­وگو محور محسوب می­شود، همچنین گفت­وگو به عنوان مقدس­ترین راه به شمار می­آید چرا که خداوند در انتقال حقایق و مصالح انسان همواره این­راه را برگزیده است، و در ارتباط با پیامبرانش، اولین و بهترین راه را برای انتقال اندیشه و حل اختلاف­ها و رسیدن به نقطه­ی مشترک گفتگو می­داند.
البته قصه­های قرآن سهم بیشتری از گفت­وگوی قرآنی را به خود اختصاص داده­اند؛ مخصوصاٌ در سوره­ی قصص، که نوع، سطح و میزان توجه به گفت­وگو در این سوره به گونه­ای شکل می­گیرد که پیامی مهم و تعیین کننده را به بار می­نشاند.
این جستار برآن است که وجوه مختلف گفت­وگومندی را در سوره­ی قصص مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد و انواع آن را برشمارد.

کلیدواژه‌ها


مقدمه:

گفت­وگو در نگاه اول امری بدیهی به نظر می­رسد که بشر همیشه در زندگی اجتماعی خود از آن بهره گرفته است،به طوری که هیچ گاه نتوانسته بدون آن همراه با اجتماع حرکت کند.

و از آن­جا که انسان از قوه­ی ناطقه برخودار است، ازاین رو فلاسفه از دیرباز، همان­طور که درباره­ی هستی اندیشیده­اند، درباره­ی گفت­وگو (دیالوگ) که جزئی از هستی است، اندیشیده­اند تا جائی که برخی از فلاسفه و اهل منطق تمایز انسان با سایر موجودات را ناطق بودن و توانایی    گفت­وگو معرفی می­کنند.

البته امروزه توجه به گفت­وگو، به نظریه پردازی فیلسوفان و دانشمندان محدود نمی شود، بلکه زبان­شناسان و داستان پردازان نیز توجه خاصی به این مقوله داشته­اند تا جایی که، عنصر مهمی در داستان (قصه) و رمان به حساب می­آید.

در قرآن کریم نیزشیوه­های مختلف گفت­وگو به بهترین وجه جلوه­گری می­کند؛ چراکه عامل انتقال اندیشه و احساس و به عنوان انسانی ترین راه حل مورد قبول بشریت بوده و هست؛ مخصوصاً در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در آن قصه­هایی از انبیاء و گذشته گان به منظور عبرت آموزی آمده است، ازاین رو در این قصه­ها گفت­وگو نقش مهمی را در پیش برد داستان به عهده می­گیرد.

هنر قرآن در این است که در ساخت گفت­وگوی قصه­های خود شیوه­ی واحدی را بر نگزیده است، از این رو به مناسبت­های مختلف از روش­های گوناگونی برای طرح گفت­وگو ها استفاده کرده است.

این مقاله قصددارد که به بررسی این مسئله بپردازد که قرآن- که به عمیق­ترین لایه­های فطرت انسانی و پر تأثیرگذارترین ویژگی­های زندگی بشری توجه نموده است- به­ویژه در سوره­ی" قصص"- با مسئله­ی گفت­وگو چگونه برخورد نموده است و چه جایگاهی برای آن ترسیم کرده است؟ و انواعی که برای آن در نظر گرفته کدام است؟

 

فرضیه:

با توجه به سؤال محوری پژوهش- که جایگاه و جلوه­های گفت­وگو در سوره­ی قصص چگونه است و دارای چه انواعی است- ، فرض ما براین اصل استوار است که در سوره­ی مذکور گفت­وگو به عنوان یک سنت الهی، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است و به گونه­های مختلفی به منظور       عبرت­آموزی، نشان داده شده است.

 

روش پژوهش:

تکیه بر محتوای آیات الهی در سوره­ی قصص، بررسی لطائف و ظرائف سوره و تحلیل محتوای آن.

پیشینه­ی پژوهش:

از آن جا که قرآن کتاب هدایت، کتاب الهی و آسمانی مسلمانان محسوب می­شود، ازاین رو بارها و از دیدگاه­های مختلف مورد توجه، بررسی و کاوش علمای اسلامی و حتی غیر اسلامی قرار گرفته است.

از جمله جهاتی که این کتاب الهی مورد اهتمام قرار گرفته است، بررسی جایگاه گفت­وگو در قرآن کریم است که توجه عده­ای از بزرگان را به خود اختصاص داده است؛ از جمله:

خانم سیده ریحانه میرلوحی در رساله­ی پایان نامه­ی خود با موضوع «الحوار فی القرآن الکریم»، به بررسی گفت­وگو در قرآن پرداخته و در ضمن آن به انواع گفت­وگوی قرآنی نیز اشاره نموده است. (میرلوحی، 1383: محتوا)

آقای احمد مبلغی نیز مقاله­ای تحت عنوان« جایگاه گفت­وگو در قرآن»ارائه داد ، که در آن ضمن بررسی اهمیت گفت­وگو از منظر این کتاب الهی به بررسی اصول و قواعد گفت­وگو در قرآن پرداخته است. (alhiwaraldin.com )

خانم میرصیفی هم در مقاله­ای با نام« آداب گفت­وگو در قرآن»، ضمن بیان اهمیت گفت­وگو در قرآن به مقایسه­ی مناظره و گفت­وگو در قرآن پرداخته است.(quranct.com )

چنان چه ملاحظه نمودید هریک از این بزرگواران، آیاتی از کل قرآن کریم را جهت بیان اهمیت گفت­وگو انتخاب کرده و به تحلیل آن پرداختند؛ اما بیان جلوه­های گفت­وگو و مکالمه در قصه­های قرآن و در سوره ای خاص به ویژه در سوره­ی "قصص" و تحلیل شیوه های گفت­وگو در این سوره، از جمله موضوعاتی بوده است که بدان پرداخته نشده و یا نگارنده با جستجوی زیاد با آن مواجه نشده است.

 

مفاهیم نظری:

گفت­وگو:

گفت­وگو به معنای مکالمه، مباحثه و صحبت کردن با یکدیگر است. (دهخدا،1377،ج12: 19184) و در اصطلاح عبارت است از: صحبتی که در میان شخصیت­ها ردوبدل می­شود و یا آزادانه در ذهن شخصیت واحدی در اثر ادبی (نمایش نامه، شعر، داستان،. . . ) پیش می­آید. (میرصادقی، 1385: 466)

گفت­وگو نمی­تواند تنها، عنصری برای تزیین داستان باشد، بلکه با توجه به هماهنگی­های موجود بین ذهنیت­های شخصیت­های داستان و موقعیت اجتماعی آنان، دارای هدفی معین جهت پیش­برد معنای مورد نظرنویسنده­ی داستان است. (همان: 471) در حقیقت در ادبیات داستانی گفت­وگو به عنوان ابزاری مهم در داستان نقش تعیین کننده­ای دارد.

چرا که اگر بخواهیم مثلاً یکی از صفات مذموم شخصی، چون تنگ­نظری را به طور آشکار و    بی­پرده در داستان به نمایش بگذاریم، تأثیر و لذت چندانی ندارد ولی اگر از میان گفت­وگو­ها این خصلت را دریابیم احساس لذت می­کنیم؛ در واقعاین گونه داستان­ها شوق خواندن و حس تعلیق بیشتری برای ادامه دارند.

بنابراین گفت­وگو بین شخصیت­های داستان، به قصه حرکت و حیات می­بخشد، به همین جهت گفته شده است: گفت­وگو روح دمیده شده در کالبد قصه است؛ و بدون گفت­وگو، قصه همانند کالبدی جامد و بی­روح است.( قنادی ،1389: 39)

 

اهمیت و جایگاه گفت­وگو در قرآن:

همان­طور که قبلا ذکر شد، گفت­وگو از عناصر مهمی است که نقش زیادی در داستان و پیش­برد آن دارد و کارهای زیادی توسط آن انجام می­شود از جمله: معرفی اشخاص داستان، توصیف، صحنه آرایی، پیش­برد داستان، نشان دادن محیط.

اما گفت­وگو در قرآن مهم­تر از گفت­وگو در داستان است؛ زیرا در قرآن پیش زمینه­ی تمام حوادث آینده، هست و باعث می­شود تا مخاطب از آغاز گفت­وگو به تعمق در مطلب بپردازد و همواره مترصد حوادث آینده باشد. همه­ی ما به تأثیر شگرف گفت­وگو در قرآن واقفیم و با نوع آن نیز آشناییم، این که تمام سرگذشت­ها در حوادث قرآن کریم بیان­گر خصلت­های شخصیت­های آن است که زمینه ساز کشف حقیقت است. از این رو کاربرد گفت­وگو در قرآن کریم به عنوان مؤثرترین رمزگشای قصه در قرآن از خاستگاه ویژه­ای برخورداراست. (خراسانی،1382: 12)

کاربرد فراوان واژه­هایی نظیر «قل»، 315بار و« قال»، 501 بار بیانگر اهمیت فرهنگ گفت­وشنود و تبادل نظر در قرآن کریم می باشد. قرآن همواره تاکید می­کند که اگر به مسئله ای اعتقاد دارید و آن را حق می­دانید دلایل خود را بیاورید. این امر ناشی از اعتقاد عمیق قرآن به فرهنگ گفت­وگو است. آن جا که خداوند پیامبرانی را می­فرستد تا مردم را دعوت به آیین خود کند، در واقع گفت­وگو را برگزیده است. ( tahoordanesh.com)

قرآن از همه­ی فرقه­ها و گروهها دعوت می­کند که برای اعتقادات و اندیشه­های خود دلیل بیاورند و حقانیت آن را اثبات کنند؛ علی­رغم این که اعتقاد دارد حق نزد خداست: «وَنَزَعْنَا مِن کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَفْتَرُونَ»﴿قصص:75﴾(واز میان هر امتى گواهى بیرون مى­کشیم و مى­گوییم برهان خود را بیاورید پس بدانند که حق از آن خداست و آنچه برمى‏بافتند از دستشان مى‏رود )از این آیه به روشنی بر می­آید که نخست آن که: قرآن بین هیچ قومی فرقی قائل نمی­شود. دوم: مخاطبان خود را دعوت به گفت­وگو می­کند. سوم: نشانگر آن است که فرهنگ قرآن، فرهنگ گفت­وگو است. و چهارم: گفت­وگوی مورد نظر قرآن، گفت­وگوی همراه با دلیل و برهان است؛ یعنی سخنی که بر عقل و منطق استوار باشد نه گفت­وگوی بی اساس و موهوم.

 

قصه و داستان:

واژه ی" قصه" از واژه­هایی است که همواره مورد بحث و کشمکش ادیبان بوده است و تاکنون تعریف جامعی از آن ارائه نشده است. علت آن را می­توان در تطور مستمر ادبیات داستانی جست؛ چنان که وقتی به متون کهن ادبی مراجعه می­کنیم، ملاحظه می­کنیم که اصطلاحات داستان، قصه، حکایت و سرگذشت، چنان با یک دیگر آمیخته است که جداسازی آن به سهولت امکان پذیر نیست. (ملبوبی، 1376: 20)

اما امروزه بین این قبیل اصطلاحات تفاوت زیادی قائل شده­اند، و ادبیات جدید برای هر اصطلاحی به تناسب کاربرد و استعمال آن، مرزبندی خاصی ایجاد کرده است؛ به گونه­ای که "داستان" مفهوم گسترده­تری یافته و "قصه" نوعی از داستان محسوب می­شود. (همان: 21)

بنابراین امروزه داستان اساس همه نوع از ادبیات داستانی است و مصداقی کلی­تر و جامع­تر برای" قصه"، "داستان کوتاه"، "رمانس" و "رمان" محسوب می­شود. (میرصادقی، 1385: 46)

قصه بر وزنفِعلة مصدر نوعی، از «قصَّ»به معنای خبر است، و قصص جمع قصه­ای است که نوشته می­شود. (ابن منظور، ج7، 1988: 74) و در اصطلاح، بیان و پی­گیری حادثه و جریان واقعی یا غیر­واقعی با هدفی مشخص است. (ملبوبی،1376: 23) از این رو قصه در معنای عام آن، بیان­گر رخداد و واقعه است؛ چه ساختگی باشد و چه واقعی، اما در معنای خاص- که قصه­های قرآنی را شامل می­شود- خبر از واقعه­ای می­دهد که در گذشته اتفاق افتاده و نقل آن حکمتی را دربر دارد. (قنادی،1389: 19)

 

تحلیل محتوا:

اهداف و ویژگی های قصه های قرآنی:

همان­طور که قبلاً ذکر شد قصه در قرآن از موقعیت ویژه­ای برخوردار است و تعداد زیادی از آیات قرآن را، آیات مربوط به سرگذشت پیشینیان تشکیل می­دهد.

قرآن در طرح قصه­های خود اهداف متعددی ذکر کرده است که مهم­ترین آن­ها عبارتست از: عبرت و هدایت، تفکر، تثبیت رسول خدا (ص) و مومنان، بیان اعجاز قرآن، آشنایی با سنت­های حاکم بر تاریخ. (معارف، 1379: خلاصه­ای از ص135تا138)

هم چنین قصه­های قرآنی دارای ویژگی و خصوصیاتی­اند که نگرش به آن­ها دارای اهمیت است: از ویژگی­های عمده آن می­توان به خاصیت عبرت آموزی قرآن اشاره نمود، هم چنین واقعیت داری و برخوداری از حقیقت نیز از ویژگی­های دیگر این کتاب الهی است؛ زیرا قصه­های قرآن «حق» بوده­اند و «واقع» شده­اند. (ملبوبی،1376: 121)

هم چنین قصه­های قرآنی در شیوه­های نقل حوادث داستان به دو دسته طبقه­بندی می­شوند:  1- رعایت تسلسل زمانی 2-شکسته شدن وحدت زمانی؛( فعال، 1381: 15) و سوره­ی قصص از جمله سوره­هایی است که تسلسل زمانی درآن رعایت شده و حوادث داستان طبق سیر زمانی و برحسب تسلسل روایت می­شود و پیش می­رود؛ قصه در این سوره از تولد و کودکی حضرت موسی آغاز می­شود و طبق یک مسیر متوالی و پی­درپی پیش می­رود و با غرق شدن فرعون و لشکریانش پایان می­پذیرد. (همان)

 

انواع گفتگو در سوره ی قصص:

استفاده از گفت­وگو در قصه­های سوره­ی قصص (مانند قصه­ی موسی، فرعون، شعیب و قارون) موجب شده که صحنه­های داستان به طور واقعی و طبیعی در ذهن مخاطب ترسیم شود و مخاطب مانند کسی باشد که در مقابل شخصیت­های قصه قرار گرفته است و سخنان آنان را می­شنود و حرکات آنان را می­بیند.

هم­چنین قرآن مجید در ساخت گفت­وگوی قصه­ی خود در این سوره، فقط از یک شیوه­ی خاص بهره نبرده است؛ بلکه به مناسبت­های مختلف از روش­های گوناگونی برای طرح گفت­وگو استفاده کرده است. از این رو قصه­های قرآنی در اشاره ورزی یا صریح گویی،اجمال­گویی یا شرح جزییات و کوتاهی یا بلندی گفت­وگوها یکسان نیستند.

در ادامه، برای روشن شدن مطلب به بیان انواع گفت­وگو از زوایای مختلف در این سوره       می­پردازیم:

1-         انواع گفت­وگو بر اساس مخاطب: داشتن مخاطب یکی از تجربه­های ارزشمند است. تأثیر گفت­وگو در ص