کنکاشی در هم نشینی اشکال و ضرورت مفصل و بازبینی آن درمعماری بومی ایران از منظر اندیشه اسلامی

نوع مقاله: علمی-تخصصی

10.22080/qhs.2014.1511

چکیده

مقاله در نظر دارد به این سوال پاسخ بدهد که: آیا می‏توان بر پایه­ی متون و گزاره­های دینی هم نشینی و قرینگی اشکال در معماری اسلامی را تفسیرکرد؟و اینکه آیا تناظری بین شکل معماری اسلامی و گزاره­های دینی وجود دارد؟ معنی هم نشینی شکلها و قرینگی آنها در گزاره های دینی نشان از چیست؟ از این رو محدوده­ی مطالعه علاوه بر متون معماری، متون مربوط به اندیشمندان دنیای اسلام است. تحقیق از نوع کیفی است و معارف به دست آمده حاصل استنتاج منطقی بر پایه ی  معارف و گزاره های موجود در این اندیشه است. نتایج حاکی از آن است که می توان ارتباطی بین گزاره های دینی و وحیانی با هم نشینی اشکال و ایجاد مفصل و فضاهای بینابینی مشاهده کرد که بر پایه­ی متون قابل تفسیر است و معنی آن نمایش یگانگی و وحدت در عین کثرت دانست یعنی پیام قرینگی بیان حس وحدت است. ایجاد مفصل در معماری و ملائمت بین اعضای نا متجانس و متخالف در معماری با ایجاد برزخ یا مفصل نشان از عمل نمودن معمار مانندِ معمارِ طبیعت است و این نوعی بندگی خدا است. در این میان می توان گفت بین انسان و طبیعت و معماری نیز این رابطه قابل کشف است.

کلیدواژه‌ها


فصلنامه قرآن و علوم بشری

علمی- تخصصی

سال سوم، شماره‌ی2، پاییز1393

 

کنکاشی در هم نشینی اشکال و ضرورت مفصل و بازبینی آن درمعماری بومی ایران از منظر اندیشه اسلامی

یدالله احمدی دیسفائی[1]

تاریخ دریافت: 26/11/1392                         تاریخ پذیرش: 21/4/1393

 

چکیده:

مقاله در نظر دارد به این سوال پاسخ بدهد که: آیا می‏توان بر پایه­ی متون و گزاره­های دینی هم نشینی و قرینگی اشکال در معماری اسلامی را تفسیرکرد؟و اینکه آیا تناظری بین شکل معماری اسلامی و گزاره­های دینی وجود دارد؟ معنی هم نشینی شکلها و قرینگی آنها در گزاره های دینی نشان از چیست؟ از این رو محدوده­ی مطالعه علاوه بر متون معماری، متون مربوط به اندیشمندان دنیای اسلام است. تحقیق از نوع کیفی است و معارف به دست آمده حاصل استنتاج منطقی بر پایه ی  معارف و گزاره های موجود در این اندیشه است. نتایج حاکی از آن است که می توان ارتباطی بین گزاره های دینی و وحیانی با هم نشینی اشکال و ایجاد مفصل و فضاهای بینابینی مشاهده کرد که بر پایه­ی متون قابل تفسیر است و معنی آن نمایش یگانگی و وحدت در عین کثرت دانست یعنی پیام قرینگی بیان حس وحدت است. ایجاد مفصل در معماری و ملائمت بین اعضای نا متجانس و متخالف در معماری با ایجاد برزخ یا مفصل نشان از عمل نمودن معمار مانندِ معمارِ طبیعت است و این نوعی بندگی خدا است. در این میان می توان گفت بین انسان و طبیعت و معماری نیز این رابطه قابل کشف است.

واژگان کلیدی: فضاهای بینابینی، مفصل، معماری بومی، معماری اسلامی، ملائمت، قرینگی

 

 

 

 

 

 

 

1)           مقدمه:

برپایه­ی چهار گزاره وحیانی و روایی پایه ی فرضیه مقاله استوار است از این رو با تبیین این چهار گزاره در یافتن نشانه­هایی از معماری بومی ایران (که طبق پیش فرض مقاله معماری اسلامی است) سعی در اثبات این فرضیه­ها دارد که:

  • هم نشینی و قرینگی اشکال و ایجاد مفصل در این هم نشینی در معماری پایه­ی نظری دارد.
  • ایجاد فصل در طبیعت (معماری خداوند) نیز وجود دارد.
  • مفصل، ملائمت بین جانب های متخالف به وجود می­آورد.
  • تناظر و تطابقی بین ساختار و نظامات معماری، طبیعت و انسان وجود دارد.

از این رو ابتدا با ارائه ی چهار گزاره و تبیین موضوع برزخ، ملائمت، قرینگی و معنی آن به مصادیق معماری بومی مراجعه شده و سعی در تفسیر مصادیق بر پایه ی این گزاره­ها دارد.

1-1)            گزاره­ی اول:

قرآن کریم (55:20) الرحمن: «بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ» بین آنها برزخی قرار دادیم که به هم آمیخته نمی­شوند. (ترجمه از نویسنده)

1-2)           گزاره­ی دوم:

«ملائمه لاحنائها.» (خطبه 82) تناسب و توافق بین اعوجاجات و جانبهای اشیا قرار داد. (مدرس وحید،1402ق: 160و 161)

خطبه­ی 82 نهج البلاغه امام علی علیه السلام در بیان خلقت طبیعت توسط خداوند، توافق و تناسب بین جانب های متخالف و گوناگون با هم را از ویژگیهای خلقت طبیعت توسط خداوند بر می­شمارد.

«ملائمه لاحنائها فی ترکیب صورها- قرار داده شما را- اعضائی که ملایم و موافق است به جهت و جوانبی که هر عضو در آنجا مشکل شده از مفاصل و مواصل در ترکیب صورتهایش، اعضاء و جوارح انسانی را به نحوی تالیف و ترکیب داده که هر عضوی در جای خود به نحو نافع­تر و زیباتر و قشنگ که چشمها در بالا و مدد اعمارها- یعنی اعضاء و جوارح را با یکدیگر ملائم و موافق آفریده و برای هر یک از اعضا- قرار داده مدت عمر به نحوی که همگی با هم مقاوم و مقارن باشد- چنانکه اعضا با هم به زندگی و عمر به سر آید- و یکی از دیگری زود زوال و زود فنا نباشد»(همان، 165)

1-3)          گزاره­ی سوم:

خطبه­ی اول نهج البلاغه امام علی علیه السلام در بیان ویژگیهای خلقت طبیعت توسط خداوند علاوه بر تاکید گزاره­ی دوم یعنی ملایمت و توافق بین جانب­های متخالف را بیان می­دارد به علم داشتن به قرینگی اشیا و جوانب این هم نشینی و قرینگی، آنها نیز اشاره می­فرماید.

«و لام بین مختلفاتها، و غرز غرائزها، و الزمها اشباحها، عالما بها قبل ابتدائها، محیطا بحدودها و انتهائها، عارفا بقرائنها و احنائها. کائن لا عن حدث، لا عن عدم، مع کل شیء لا بمقارنه، و غیر کل شیء لا بمزایله.» (خطبه: 1)

1-4)           گزاره­ی چهارم:

خطبه­ی 228 نهج البلاغه امام علی علیه السلام در بیان خلقت طبیعت توسط خداوند تقارن بین اشیا بیانگر آنست که خداوند قرینی ندارد و به وحدت در کثرت اشاره دارد. تضاد قراردادن و هم نشینی متضادها و ایجاد ملائمت بین آنها (گزاره دوم و سوم) به توسط برزخ بین این دو (گزاره اول) است.

«... و بمقارنته بین الاشیا عرف ان لا قرین له ضاد النور بالظلمه و الوضوح بالبهمه و الجمود بلبلل و الحرور بالصرد مولف بین متعادیاتها، مقارن بین متبایناتها، مقرب بین متباعداتها، مفرق بین متدانیاتها، لایشمل بحد، و لایحسب بعد» (خطبه 228) «...و چون او میان اشیاء مقارنت و قرب جوار پیدا کرد، دانسته شد که او را قرین و همنشین نیست. ضد کرد نور را باظلمت، و ظهور را با پوشیدگی و تیرگی، و خشگی را با تری، و گرمی را با سردی، و گفته­اند (وضوح) (بیاض) و (بهمت) (سواد) است.» (قزوینی، 1380ق،ج 2 : 258) «الفت دهنده است و ترکیب کننده میان اشیاء که از هم جدا و برکنارند، قرین سازنده است اشیائی را که با هم بینونت دارند، نزدیک سازند آنها را که از هم دورند، و جدا کننده است میان آنها بهم نزدیک اند.» (قزوینی، 1380ق،ج 2 : 259)

 

2)          قرینگی و هم نشینی شکل‌ها :

عقل کلی در ذات خود وحدت دارد. تجلی این ذات در طبیعت نیز وحدت دارد. به دلیل حدپذیری ماده در طبیعت (و محدود به حدودی شدن)، صورت‌های گوناگون تولید می‌شوند که گاه این صورتها به هم شبیه و گاه مخالف هم هستند. برپایه ی فرضیه ی مقاله، وحدت به وجود آمده در طبیعت (در میان این همه گوناگونی صورت‌ها)، در اثر ایجاد ملائمت بین صورت‌هاست. قرینه شناس با شناخت قراین